بعد از اینکه فرمانده به کمک سپاهیانش از پشت بام کلبه پایین آمد , دید سربازانش صحیح و سالم گوش به فرمان او ایستاده اند و همین که خود را سالم یافت همه چیز را از یاد برد و زیر قولش زد و فرمان داد: >این بار بارتک پیش از آن که بترسد عصبانی شد و گفت : >و دوباره به همان آهنگی که سلطان قورباغه ها یادش داده بود سوت زد. منبع
درباره این سایت