چیزی نگذشت که دوباره آسمان تیره و باران سیل آسایی باریدن گرفت.در یک چشم به هم زدن آب زمین را فرا گرفت و سیل خروشانی به راه افتاد، آب بالا آمد و بالا آمد تا تمام سپاه و نیز هتمن بزرگ را تا گلو در آب فرو برد. بارتک در حالی که اردکش در کنارش بود و به این منظره خندهآور نگاه می کرد ،پرسید: >هتمن گفت: > منبع
درباره این سایت